این روزها
سلام گل مامان
ببخش اگر دیر به دیر به وبلاگت سر می زنم آخه یه کم سرم شلوغه شرمنده
این روزا حسابی شیطون شدی نمیشه یک دقیقه ساکت بمونی نمی شه یه عکس درست و حسابی ازت گرفت
(هدیهخانم پنج شنبه ١٢ مرداد امام زاده عبدالله)

یا چشمات بسته اس یا داری حرف میزنی یا راه میری یا هرسه تا
دوست دارم گل خانم
دوست دارم وقتی می گی
باداسنجی=باب اسفنجی
لینانا=لیانا
مانی=پانی
دون=جون
میسی=مرسی
بیا=بیا
بده=بده یا بگیر
نا نا=لالا
نانای= نانای
اوف=هر چیزی که دردت بیاد
کیتاب=کتاب
میداد=مداد
چیس=چیپس
دوبا=روباه
ماهی=ماهی،مرغ،گوشت
دودت دام=دوست دارم
عاشیگیتم=عاشقتم
بابای=بای بای
جوجه جوجه نلایی=جوجه جوجه طلایی
تسید=ترسید
انو=الو
و هزارتا کلمه دیگه
(هدیه و لیانا پنج شنبه ٤ مرداد کیان)

نفس مامان عاشق جمع وجور کردنتم وقتی همه چیزو میریزی روی سر هم و میگی بسه
دختر گلم عاشقتم وقتی سعی میکنی همه چیزو بپوشی از لباس عروسک تا کفش پدر

وقتی به همه رنگا میگی آبی
وقتی توی پارک به همه بچه ها از کوچیک تا بزرگ میگی نی نی بیا بازی

عاشقتم وقتی تا آخرین لحظه در مقابل خوابیدن مقاومت می کنی

دوستت دارم عسل
راستی امروز تولد مامان دیشب یه کیک کوچیک خریدیم و یه تولد سه نفری گرفتیم و شما هم همه کاکائو های روی کیک رو تنها تنها خوردی



این روزها
